«فکر می­کنه خیلی زرنگه!» این جمله رو همه ما بارها در موقعیتای متفاوت به زبون آوردیم. وقتی در ترافیک گیر می افتیم و به­ محض زیاد شدن فاصله مون­ با ماشین جلویی راننده­ ای از لاین بغل به ما امان نمی ده و در کسری از ثانیه جایی که ما باید باشیم رو اشغال می کنه. وقتی مدت هاس در صفی وایس تاده ایم و منتظریم نوبت مون بشه تا کاری اداری انجام بدیم و یهو فرد تازه از راه رسیده ای خیلی راحت سر صف خودشو جا می کنه. در جامعه ی ما بعضی وقتا به این کارا میگن زرنگی. البته فرهنگ دهخدا کلمه «زرنگی» رو چابکی و تندوتیزی معنی کرده.

یکی از جاهایی که نمونه معنی دستکاری شده ی واژه «زرنگی» رو میشه به روشنی دید متروه. وسیله مفید و لازم ای که خیلی به کار پایتخت نشینان اومده و موجب صرفه جویی در وقت، کاهش ترافیک و آلودگی هوا می شه. اما بعضی وقتا ایستگاها و واگنای مترو صحنه ی نمایش نابه سامانیای زندگی اجتماعی هم هستن. مثلاً اون لحظه ای که قطار به ایستگاه می رسه، دره ها باز می شن و امکان دیدن یکی از عجیب ترین رفتارهای بشری جفت و جور می شه. منظورم وقتیه که بعضی از اونایی که می خوان سوار قطار بشن بهشایی که می خوان پیاده شن اجازه پیاده شدن نمی دن.

می خوای پیاده شی اما نمی تونی. زور می زنی اما موفق نمی شی. بعضی به آدم فشار میارن و بعضی به صف وای میستن و تکون نمی خورند. فکر می کنن اگه کنار برن کسائی زودتر از اونا وارد واگن می شن. منطقی اش اینه که وقتی قطار به ایستگاه می رسه و دره ها باز می شن، اونایی که در ایستگاه منتظر هستن کنار بایستند تا اونایی که به ایستگاه دلخواه رسیدن پیاده شن. اما خیلی وقتا، به ویژهً زمانی که مسافران زیادی قراره پیاده شن و صندلیای زیادی خالی شن، اون زرنگی مخصوصی که در موردش صحبت کردم در رفتار بعضی همشهریان بروز پیدا می کنه. گروهی هیچ جوره کنار نمی رن و گروهی از بزرگواران هم بین توی شکم آدم و خیال می کنن مسافری که داره پیاده می شه روحه که بشه از اون عبور کرد. لاغرها هم سعی می کنن تا یک جوری از فاصله بین مسافرهایی که در حال پیاده شدن هستن خودشون رو داخل واگن کنن.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   رفع بوی پا با ۶ روش طبیعی و دلیل ایجاد اون "

اول فکر می کردم که واسه اصلاح این آزاردهنده ترین رفتار در محیط شهری باید از خودمون شروع کنیم. همیشه وقتی مسافر منتظر در ایستگاه بودم کنار می ایستادم تا بقیه منو الگو بذارن. اما در مقایسه با یک صندلی خالی، رفتار من بی اهمیت تر از این حرفا بود. حالا کار دیگری می کنم. عزمم رو جزم می کنم و موقع پیاده شدن از قطار میرم توی شکم همشهریانی که راهم رو سد کردن. قیافه هاشون دیدنی می شه. بعضی وقتا هم بدو بیراه میگن اما شک ندارم که این کار باعث می شه به رفتارشون فکر کنن. نمی شه این آدما رو جریمه کرد و این بخش از فرهنگ استفاده از مترو رو مثل فرهنگ بستن کمربند ایمنی ماشین در اونا داخلی کرد. اما می شه یک جورهایی از یک تکنیک روانشناختی به نام «روبرو شدن» استفاده کرد و مجبورشان کرد به امتحان طعم بد زرنگی .

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید